تعلیم وتربیت

آپلود عکس

خودشناسی معلم                    

دکتر علی اکبر شعاری نژاد

 

اشاره

ب هطور قطع استاد بزرگوار دکتر شعار ینژاد نزد خوانندگان مجل هی

شناخته شده است و مراتب فضل و دانش ایشان بر کسی پوشیده نیست.

در دو سال گذشته، علاوه بر درج مقالاتی از ایشان در شمار ههای

گوناگون، در شمار ههای 8 دور ههای یازدهم و دوازدهم نیز مطالبی

دربار هی زندگی و آثار ایشان منتشر کردیم. دکتر شعار ینژاد قول

داد هاست در سال تحصیلی 89 88 و از همین شماره، هربار با مقال های

کوتاه، خوانندگان مجله را مهمان اندیش ههای ناب خود کند. مقالات

ضمن آ نکه حالت دنبال هدار ندارند و هر یک ب هطور مستقل موضوع

خاصی را مورد توجه قرار م یدهند، از یک فضای عمومی تبعیت

م یکنند و آن مباحث فرهنگی در حوز هی آموز شوپرورش است. نیز

یاداوری م یکنیم که ایشان در نگارش واژ هی آموز شوپرورش، ب هجای

»و « از » « (خط تیره) استفاده م یکنند و اعتقادشان بر این است که با

این علامت، تعامل این دو بخش را بی شتر م یتوان نشان داد.

در فرایند حیاتی و همگانی »تربیت « یا »آموز ش پرورش « زمین هی

اصلی کار معلم، صرفاً مطالعه و آموختن کتا بهای روا نشناسی و تربیتی

نیست،

 

بلکه باید مزرع هی درونش را برای تخ مافشانی آماده کند.

تربیت و تدریس شایسته یا مؤثر با

 

شعار ممکن نیست، بلکه شعور

م یخواهد

 

و این یعنی:

* شناخت علمی انسان و انسانیت و هدف او

* شناخت و پذیرفتن خویشتن

* باور خویشتن و مردم و اعتماد به آ نها

* درک و فهم هم هجانب هی فرایندهای تربیت و تدریس

* پذیرش و باور کردن ضرورت آن دو

* برخورداری مربی از ویژگ یهای شخصیتی، علمی، هنری و حرف های

* پذیرفتن متربیان ب هعنوان انسا نهایی شایسته و قابل اعتماد

* شناخت هم هجانب هی فرهنگ حاکم بر جامعه و جهان

* برخورداری از مهار تهای تغییر یافتن و تغییر دادن رفتار

* برخورداری از مهار تهای تشخیص مسائل واقعی روز و راه و

رو شهای حل آ نها

* برخورداری از توان و مهارت مساعدسازی زمین ههای یادگیری فعال

و مؤثر

* شناخت درست خوب و بد یا خیر و شر در حوز هی آموز ش پرورش

و معیارهای فرهنگی آ نها در جهان امروز.

افلاطون

 

در »تمثیل غار « خود، آغاز

هرگونه تربیت را برداشتن

یادگیری در اساس، موضوعی است که کل فرایند

تربیت

 

(آموزش)

بر محور آن می چرخد

دشومآرابه ا ره ىن 3 ى

 

34

2818

زنجیرهای نادانی و ب یخردی از دست و پای آدمی و رها شدن از تقلید

کورکورانه م یداند

 

. بدیهی است که چنین تربیتی، طبعاً از شخص مربی

آغاز م یشود؛ یعنی شخصاً

 

خردمند و مبتکر بودن و به دنبال رو شها و

راهبردهای آموزشی نوین بودن.

 

به عبارت دیگر، تربیت و تدریس مبتنی

بر خردمندی و خردورزی را م یتوان در چند ویژگی خلاصه کرد:

1. خود را شناختن.

 

یعنی محاسن و معایب یا جنب ههای مثبت و منفی

یا قو تها و ضع فهای خود را دریافتن و باور کردن. بدون این شناخت،

اعتماد به نفس که شرط ضروری تربیت شایسته است، امکان ندارد.

2. جامعه و جهان معاصر را شناختن.

 

یعنی چگون هاند؟ چرا

ای نگون هاند؟ چگونه باید م یبودند یا م یشدند؟ چرا ای نگونه نشدند یا

نشد هاند؟ از چه محاسن و معایبی برخوردارند؟ این داوری یا ارزیابی

براساس چه معیارهایی انجام م یگیرد؟ چرا؟ فرهنگ عام و خاص حاکم

بر آ نها چگون هاند؟ چرا؟ مسائل و نیازهای واقعی امروز آ نها کدا ماند؟

وضع علوم و معارف گوناگون مطرح در برنام ههای درسی در جامع هی

امروز ما و جهان معاصر چگونه است؟ چگونه باید باشد؟ چرا؟

3. فرهنگ تربیت (آموزش پرورش) را شناختن.

 

یعنی ماهیت

این فرهنگ را در دنیای امروز ب هصورت تحلیلی دریافتن، حس نها و

عی بها یا قو تها و ضع فهای آن را با معیارهای درست و علمیِ امروز

ارز شیابی کردن، و مسائل و نیازهای واقعی امروز آن را درست تشخیص

دادن و تحلیل و تبیین کردن.

4. هنجارها و معیارهای آموزش پرورش شایسته در جهان

معاصر را به روش تحلیلی، شناختن و دریافتن و پذیرفتن و باور

کردن.

5. رو شها و راهبردهای ارتباطی و تعاملی آموزشی مؤثر در

دنیای امروز را دقیقاً شناختن

 

و در چگونگی درست و مؤثر به کاربردن

آ نها در مراحل آموزشی گوناگون نظام آموزشی کشور مهارت داشتن.

6. ماهیت و ضرورت »تقوا « را در دنیای امروز، خصوصاً در

حوز هی آموزش پرورش، شناختن

 

و باور کردن و خود »با تقوا «

بودن و با »تقوا « عمل کردن یا زیستن؛ یعنی خود و دیگران را، آ نچنان

که هستند، نه آ نچنان که باید م یشدند یا باشند، پذیرفتن و باور کردن،

مهرورزی و ه میاری را در مدارس و میان مردم (جامعه و جهان) گسترش

دادن و تقویت کردن، ضرورت شادمان زیستن همگان را پذیرفتن و باور

کردن و تشویق و تقویت آن در جامعه و جهان، و خود مظهر ای نگونه

زیستن بودن؛ انسانیت را هدف غایی تلقی کردن؛ خداوند متعال را در

هم هی موارد مذکور، شاهد و ناظر دانستن و باور کردن؛ ایمان صادق

داشتن، به رضایت خداوند اولویت قائل بودن (تقوا).

7. انتظارهای خود از دیگران و انتظارهای دیگران از خود را به

روش تحلیلی و تبیینی شناختن

 

و اولویت دقیق آ نها را دریافتن.

8 . ماهیت پژوهش در حوز هی آموز ش پرورش را شناختن و

پذیرفتن و باور کردن

 

و شخصاً در حد امکان به آن پرداختن. و عشق و

جرئت پژوهش را در دان شآموزان و دانشجویان رشد و گسترش دادن.

9. ماهیت اخلاق و ضرورت امروزی آن در حوز هی آموز ش

پرورش را شناختن؛

 

معیارهای اخلاقی امروز جامعه و جهان را درست

دریافتن، و تحلیل و تبیین آ نها. و توجه داشتن به این نکت هی مهم که دین

و اخلاق مطلوب، تفکی کناپذیرند؛ و تقوای آموزشی داشتن، یعنی رعایت

دقیق معیارهای آ نها در ارتباط و تعامل آموزشی. معلمی را »با تقوا « خوانند

که عادل باشد و از درو غگویی، تملق، سلط هجویی و سلط هپذیری، ناامید

کردن دیگران و نفاق پرهیز کند و شاد باشد و شاد یبرانگیز، خصوصاً در

محیط آموزشی، که

 

شادی، عامل بسیار مؤثر در یادگیری مؤثر است.

ه مچنین، اخلاق و تربیت فرایندهایی تفکی کناپذیرند، و هم هی معلمان

ناگزیرند ماهیت و چگونگی این یگانگی را دریابند و باور کنند.

10 . تعهدات انسانی اجتماعی خود را دقیقاً شناختن

 

و آ نها را

برای خود تعریف کردن و رعایت کردن. شخصیت حرف های و اخلاقی

معلم را نم یتوان از تعهدات انسانی، حرف های و اجتماعی او تفکیک کرد.

با توجه دقیق و ب یتعصب به این نکات، م یتوان به چگونگی تدوین

برنام ههای درسی مراکز تربیت معلم پی برد که:

* چ هقدر حساس است؟

* چ هقدر پرمسئولیت است؟

* چ هقدر مستلزم اطلاعات و تجربه است؟

* چ هقدر در حال و آینده یا سرنوشت یک جامعه حتی جهان مؤثر است؟

* چه کسانی باید این مهم را برعهده بگیرند؟

* چه شرایطی باید در مراکز تربیت معلم فراهم شوند؟

* رو شها و راهبردهای آموزش چگونه باید باشند؟

* از چه نوع فناوری آموزشی و چگونه باید استفاده شود؟

* وضع آمادگی دانشجویان این مراکز برای پرداختن به امر تربیت یا

آموزش پرورش در جهان امروز و فردا چگونه باید ارز شیابی شود؟

* استادان آ نها باید از چه اطلاعات و تجرب ههایی برخوردار باشند؟

* شخصیت و فرهنگ ایشان چگونه باید باشند؟

* مدیر و مدیریت آن چگونه باید باشد؟

* چه فلسف هی تربیتی باید بر ساختار آ نها حاکم باشد و چرا؟

در هر صورت، فراموش نکنیم که به گفت هی افلاطون »تربیت اخلاقی از

راه اندرز، تذکر و تلقین تحقق نم ییابد. تربیت فکری نیز فقط با کار و

فعالیت فکری، مواجهه با مسائل و ارائ هی را هحل میسر شود.

 

1

«

معلمی، حرف هایا ستب سیار پیچیده، دشوار و چندی نبُعدی؛ خصوصاً

در جامعه و جهان امروز و فردا. پس این حرفه و متصدیان آن را بپایید.

شاید معلمی تنها حرف هایا ست کاملاًا لهی /ا نسانی و پرمسئولیت.

بنابراین،

فرایند »تقوا « بیش از سایر حرف هها مطرح است و باید باشد و نخستین گام

»تقوا «پ یشگی مطمئن، خودشناسی و خودپذیریا ست.

این هم توصی هی

 

کنفوسیوس

اندیش همند چینی:

اگر نیت یکساله داری، برنج بکار

اگر نیت د هساله داری، درخت بکار

اگر نیت صدساله داری، انسان تربیت کن.

بدیهی است که تربیت خویشتن براساس »خودشناسی «، مقدم بر

تربیت دیگران است.

/ 0 نظر / 4 بازدید